بخش دیگر خراسان، خراسان مرکزی و شرقی است، به مرکزیت تربتجام و تایباد. در این منطقه موسیقی فارسی جریان دارد. اگر بخواهیم ردپای موسیقی خراسان خیلی قدیم را جستوجو کنیم بیشتر در این بخش میتوان آن را بیابیم. موسیقی منطقهی تربتجام بیشتر موسیقی عرفانی مبتنی بر ادبیات فارسی است. این بدان معنی نیست که موسیقی شمال خراسان جنبهی عرفانی ندارد ولی عرفان در موسیقی این منطقه به غلظت منطقهی تربتجام و تایباد نیست. جنبههای عرفانی این منطقه به اعتبار وجود آرامگاه «شیخ احمد جامی» قدرت گرفته است. آرامگاه جامی از قدیمالایام تا به امروز مرکز آمدوشد فرق مختلف صوفی بود که در این محل به چلهنشینی و مراسمهای خاص خود میپرداختهاند. به این ترتیب جدای از فرهنگ قدیم خراسانی که در آنجا رد پای قوی دارد، وجود آرامگاه شیخ احمد جامی و رفتوآمدهای عرفا و مریدهای فرق مختلف از اقصی نقاط دنیا مثل هند، به این منطقه فضای خاص عرفانیای ایجاد کرده است. این فرهنگ تا حوزهی کاشمر تسلط دارد.
به سمت جنوب که میرویم و در خراسان جنوبی که امروزه مرکزیت آن را به شهر بیرجند واگذار شده، موسیقی کاملاً متفاوت است. میتوان گفت که موسیقی جنوب خراسان با موسیقی شرقی این منطقه نزدیکتر است اما موسیقی جنوب در حد موسیقی شرقی عرفانی و باطنی نیست. بنابراین در موسیقی جنوب یعنی حوزهی بیرجند، خوسف، فردوس و طبس (که امروزه در استان یزد قرار دارد) تا نهبندان و موسیقی شرق خراسان قرابتهایی وجود دارد. اما هر دوی این گونههای موسیقی نسبت به آواهای شمال خراسان کاملاً متفاوت است.
نگاهي به موسيقي مقامي کردهای خراسان
موسيقي مقامي کردهای خراسان يكي از پوياترين انواع موسيقي ايران محسوب ميشود.
بنا به نظر كارشناسان، فرهنگ غني موسيقي کردهای خراسان با زواياي پيدا و نهان زندگي مردم گره خورده و در آن عشق، اسطوره، عرفان، حماسه، تاريخ، غم، شادي و حتي طنز و فكاهي تبلور عيني دارند.هنرمند حوزه موسيقي کردی در خراسان، با توان و ظرافتي كه درخور طبع نازكانديش اوست، مقصود خود را منتقل ميكند.
"زهره و طاهره"، "دوست محمد و آي جمال"، "كرم و اصليخان"، عشق را روايت ميكنند. "جه جوخان" و "سردار ئه وه ز خان"، حماسه تاريخ ملیت کورد خراسان را مرور ميكنند و سيماي اسطورهاي مردان دلیر، باشهامت ونامآور را به تصوير ميكشند، که بدخواهان حکومتی زمان خویش را در منطقه به زانو کشیده اند. با "تورغه"، "نوايي و هرايي" آرامش، عشق و عرفان تداعي ميشود، و با "لو"، "ئه لێ مه زار" و "ئه لێ ياره"، غم و اندوه گذشته برمردمان کورد این دیار حكايت ميشود. با "لاري لاري"، "چپه راسته" و "چو"(رقص چوب) وجد و شادي به اوج ميرسد.
لوطيهای کورد نيز با نقاليهاي موزيكال، حقايق اجتماع خود را به طنز ميكشند. تنبور و کمانچه درخراسان یکی از سازهای كهن کردی این دیار است. شعرا و عرفاي کورد اين منطقه زبان موسیقی را براي انتقال و بيان مقاصد و احساسات خويش به كار ميبرند.
هجران و فشارهاي تاريخي وارد آمده بر کوردهای خراسان، تاثير مستقيمي بر موسيقي اين خطه داشته، به گونهاي كه در موسيقي اين دیار هم ملودي و اشعار رزمي و حماسي، و هم سوگ آوا و سوگنامه وجود دارد. مقامهايي مانند "اله مزار، دو قرسه، اناركي و هراي" اشاره به قتل و غارت و حوادث پرسوز و گداز در آوارگي کوردها به این منطقه دارد.
البته بسياري از آهنگهايي كه در خراسان، زماني براي سوگ اجرا ميشده، پس از گذشت زمان، آرام آرام تغيير يافته و از آنها به عنوان آهنگهاي شاد و پرهيجان رقص نيز استفاده ميشود. اين مساله ميتواند گوياي اين موضوع باشد كه انواع مختلف موسيقي و از جمله موسيقي و حركات موزون و رقص در ارتباط با شرايط زيست، امور سیاسی حاکم و واقعيتهايي است كه مردم هر منطقه در معرض آنها قرار داشته و یا می گیرند، بهعنوان مثال آهنگهاي "واي واي رشيدخان" كه زماني براي سوگ استفاده ميشده امروز به عنوان يك آهنگ شاد اجرا ميشود.
چگونگي زندگي كردهاي شمال خراسان و کوچ اجباری آنها به این منطقه است كه باعث شده موسيقي و رقصهاي اين خطه داراي پشتوانهاي از رزم و سوگ و ناله باشند. موسيقي كردي شمال خراسان را از طریق تبلیغات خلط دار رسانه های حاکمین در منطقه، گاهأ موسيقي "كرمانجي" نيز ميگويند[ البته کرمانجی یکی از لهجه های زبان بسیارغنی و بغایت شیرین کردی است که کوردها در خراسان، ارومیه و آذربایجان غربی، سوریه، ترکیه، و مناطق بارزان، بادینان(مثل شهرهای دوهوک، زاخو،...) در عراق و همچنین کوردهای منطقه قفقاز، به این لهجه صحبت می کنند]. ملت کورد که بواسطه تبلیغات سوء و شرارتهای حاکمین ظالم در طول تاریخ، شقاوتمندانه مورد انفصال و انشقاق قرار گرفته اند، با هر لهجهء کوردی ( کرمانجی، سورانی، زازاکی، هورامی) که صحبت کنند و درهر دیار که باشد قلب آنان در کنار یکدیگر و برای همدیگر می تپد.
بخشي از موسيقي کردی شمال خراسان، موسيقي كوهپايهاي است كه اين نوع موسيقي توام با فرياد است.در كنار اين موسيقي، موسيقي جلگه و دشت نيز هست كه ملايمتر و درونيتر است.
هنرمندان کورد موسيقي مقامي خراسان معمولأ شامل عاشق ها، بخشيها و لوطيها می باشد.
عاشقها قديميترين هنرمندان کورد خراسان هستند كه سازهاي سورنا، دهل، قشمه، كمانچه، نی و دايره را مينواختهاند و از رقصندگان بزرگ و شهیر کردهای خراسان محسوب ميشوند. بخشيها نوازندگان دوتار، آوازخوان و داستانسرا بودهاند و در روايتي عاميانه، بخشی فردي استثنايي است كه خداوند به او چنین موهبتي بس کاری، موثر و لذت آفرین عطا فرموده است. لوطيها در واقع پيامرسانان جامعه کردی خود بودهاند كه وسيله آنها يك دايره بوده كه آهنگهاي رقص را ميخواندهاند يا مينواختهاند و آنان نيز مانند عاشقها در قديم حق انتقاد داشتهاند و دايم در سفر بودهاند که امروزه نای این بیان را از آنان گرفته اند.لوطيها معمولأ ناقلان اخبار و وقايع تاریخی ملیت خود بوده اند. امروز در شمال خراسان لوطيها كمتر ديده ميشوند و اين گروه تقريبا از بين رفتهاند.
يكي ديگر از ويژگيهاي موسيقي مقامي کردهای خراسان تنوع شگرف آن است كه امتزاج و همسويي آن با موسيقي مقامي دیگر گویشها در شمال خراسان تنوعي كمنظير را در مجموعه موسيقي مقامي ناحيه موجب شده است.
امروزه نيز گاهأ بزرگان و استادان برجسته موسيقي کردی خراسان با لباسهاي محلي خاص خود، در جشنوارهها و برنامههاي استاني و كشوري و شاید خارجي حاضر ميشوند، و طنين فرهنگ بسیار غنی و كهن خود را با نواهاي اصيل کردی كه ميراث گرانبهاي اين منطقه است به گوش همگان ميرسانند. برگزاری جشنواره آواهای کردی و نواهاي موسیقی آنان، توسعه و ترويج اين هنر و حفظ آن را به ارمغان دارد، و همچنین اعزام هنرمندان کورد به جشنوارههاي ديگر استانها، یا کشورها مستوجب آشنایی بیشتر مردم به هنر و هنرنمایی کوردهای خراسان است. خوشبختانه نسل جوان نيز وارد اين حوزه شده كه خود موجب ماندگاري و تداوم موسيقي مقامي کردهای این دیار ميشود. بواسطه مسائل داخل کشوری،آمار دقيقي از افرادي كه در زمينه موسيقي کردی در خراسان فعاليت ميكنند در دست نيست.

نظرات شما عزیزان: