وجه تسمیه:
اگر برای به دست آوردن دلایل نامگذاری این ساز به باورهای مردمي مراجعه کنیم با چند ديدگاه مواجه ميشويم: در ديدگاه اول، بر اینکه اين كلمه از دو واژه فارسي «دو» و «تار» تشكيل شده است تأکید میشود و بر اساس آن، ساز دوتار به دلیل داشتن دو سیم به این نام خوانده شده است. ديدگاه دوم «دوتار» را يك واژه اصيل تركمني ميداند که اگر در آن دقيق شويم كلمه دوتار تركيبي از كلمه توت و تار است .در واقع، دوتار از چوب درخت توت ساخته شده و در گذشته به آن تاری که از نخ ابریشم به دست میآید وصل ميشده است. به همين دلیل هم پيشينيان ما اصطلاح «توتتار» را بر آن نهادهاند كه به مرور زمان اين اصطلاح در محاوره عامّه به صورت دوتار درآمده و ماندگار شده است . دیدگاه دیگر بیان میکند که در زبان برخي طوایف و تيرههاي تركمن (به ویژه در گويش طايفه يموت) اصطلاح «تامديرا» به معني دوتار بسیار به کار میرود. كلماتي مانند «تامديرا»، «تامديراچي» در واقع مترادف كلمات «دوتار» و «دوتارچي» رایج در زبان ادبي ما هستند. این اسم از آنجا آمده است که سازنده دوتار قطعه چوبهاي توت را كه به منظور ساختن دوتار بريده است، ابتدا در سايه خوابانده و سپس آن را در بخار و گرماي تنور که در گویش ترکمنی به آن «تامدير» میگویند خشك ميكند. به همين دلیل به دوتار «تامديرا» یعنی «پخته شده در تنور» گفته ميشود . ديدگاه چهارم بيانگر صدايي است كه از این ساز برميخيزد. مردم قزاق و قرقيز به ساز ملّي خود كه شبيه دوتار تركمني است اصطلاحاً «دومبرا» ميگويند . به نظر ميرسد اين اصطلاح نه براي توضيح چگونگي شكلگيري آن بلكه صرفاً براي توضيح نوع آواز اين ابزار بكار رفته است با نظر به منابع قدیمی مانند الموسیقی الکبیر فارابی و شرح الادوار مراغی که در آن سازی با خصوصیات دوتار اما به نام تنبور (در متون قدیمی: طنبور) نام برده شده ، تامدیرا و دومبرا را میتوان مشتقات واژه تنبور نیز دانست . از طرفی مهدی کمالیان معتقد است که تنبور خراسان مورد بحث فارابی بعد از به وجود آمدن سه تار برای متمایز شدن از آن به نام دوتار شهرت یافت. کندی در کتاب المصوتات الوتریه خود که بحث اصلی آن دسته بندی سازها از تک سیم تا ده سیم است نمونه ساز دو سیم را از خراسان می آورد و دلیل آن را اعتقاد مردم آن ناحیه به ثنویت عنوان می کند.
درباره خاستگاه دوتار افسانههای زیادی ساخته شده است. یکی از معروفترین آنها داستان تیمارگر اسب حضرت علی (ع) است. نقل کرده اند که بابا قنبر تیمارگر اسب علی (ع) روزی دوتاری ساخت ولی صدای ساز در نمی آمد تا اینکه شبی شیطان سراغ بابا قنبر رفت. او هم مشکل خود را با شیطان در میان گذاشت و به او قول همدستی داد. شیطان استخوان بالای دسته را به ساز افزود و صدای آن را درآورد. به همین دلیل به این قسمت شیطانک و پرده بعد از آن را شیطان پرده می گویند .
ساختمان ساز:
دوتار شمال خراسان: شکل ظاهری این ساز مابین دوتار شرق خراسان و دوتار ترکمنی است .کاسه و صفحه آن معمولاً از چوب توت و دسته آن از چوب زردآلو و گاهی عناب ساخته میشود . کاسه نیمه گلابی شکل این دوتار در مقایسه با دوتار شرق خراسان کوچکتر و دسته آن نیز باریکتر و ظریفتر است . بر طبق روایت حاج حسین یگانه، نوازنده برجسته دوتار شمال خراسان، کاسه ساز باید از جنس چوب توت خانهریز (روئيده در مكاني دورتر از ٱب) باشد. روی صفحه ساز تعدادی سوراخ برای بالا بردن طنین صدا وجود دارد. پردهها در گذشته از جنس زه گوسفندی بود و امروزه از جنس نخ نایلونی است .تعداد پردههای دوتار شمال خراسان یکسان نیست و نوازندگان طبق سلیقه خود ده، یازده و گاه دوازده پرده به ساز خود می بندند.پردهها نسبت به هم ده، سیزده تا چهارده میلیمتر فاصله دارند، به استثنای فاصله پرده اول که تا شیطانک پنجاه میلیمتر است . پرده اول «شاه پرده» و پرده دوم «پرده نوایی» نام دارد. در وسط، زیر کاسه ساز، سوراخ کوچکی تعبیه شده که به عقیده حاج قربان سلیمانی، دیگر نوازنده برجسته دوتار، این سوراخ از یک سو هوای داخل کاسه را تخلیه میکند و از سوی دیگر بر چگونگی کیفیت صوتی ساز تأثیر میگذارد . دو سیم دوتار از سیم بست درمنتها الیه کاسه ساز (به گویش محلی «پشتِ خرک» و از جنس شاخ ) آغاز شده و بعد از گذشتن از خرک (از جنس چوب) از دو شیار در بالای دسته رد شده و به دو گوشی مقابل هم وصل میشود، این دو گوشی یکی در سمت روی دسته و صفحه دوتار و دیگری به صورت عمود و در قسمت فوقانی دسته - رو به بالا- نصب می شود .گفتیم که در قدیم به جای سیم از ابریشم استفاده میشد. طبق نظر حاج حسین، براي سيم بم هشت لا و براي سيم زير شش لا نخ ابريشم را به هم مي تابيدند. حاج حسین ایدهآل صداگیری از ساز را نواختن با ابریشم می دانست، چرا که عقیده داشت زبان ساز یا سیم که در قدیم از ابریشم ساخته می شد، باید از جنس خود ساز (:چوب توت) باشد حاجی قربان سلیمانی سیم زیر دوتار خود را مؤنث (: زن) و سیم بم را مذکر (: مرد) توصیف میکند. او، علاوه بر این، سیم زیر را به حضرت آدم و بم را به حوا نسبت میدهد . دوتار در شمال خراسان دارای دو کوک است: یکی با نسبت چهارم و دیگری با نسبت پنجم . به گفته علی غلامرضایی، يكي از شاگردان حاج حسين يگانه، کوک چهارم را «کوک نوایی» و کوک پنجم را «کوک ترکی و کردی» می نامند و آهنگهای فارسی شمال خراسان نیز با کوک پنجم اجرا میشود . محمد یگانه معتقد است که کوکهای دوتار، یکی ترکی و دیگری کردی است.
دوتار ترکمن: کاسه دوتار ترکمن به صورت نیمه گلابی و یک تکه است. روی صفحه ساز شانزده سوراخ ریز متقارن (نسبت به یکدیگر) وجود دارد. دسته ساز ظریف و باریک و تا حدی گرد است و سیزده پرده بر آن می بندند. پرده هشتم را «ترکمن پرده» مینامند. در قدیم تعداد پردهها کمتر بوده است و از حدود یک قرن و نیم تا دو قرن به این تعداد رسیده است. پردهها از جنس فلز ساخته شده و بر روی دسته ثابت هستند که این امر می تواند نشان دهنده نوعی اعتدال و تثبیت فواصل در موسیقی ترکمنی نیز باشد. دوتار ترکمن دو سیم دارد که در گذشته جنس آن از ابریشم بوده است. سیمها پس از عبور از دسته و خرک، در منتها الیه قسمت فوقانی کاسه بر «سیمبست» محکم بسته میشوند. نصب سیمها، پس از عبور از شیطانک، با پردهای به نام «شیطان پرده» بر گوشیهای روی دسته ساز انجام میپذیرد . گوشیها یکی در سمت صفحه و دیگری تقریباً عمود بر صفحه قرار گرفته اند . سیمها در فاصله چهارم نسبت به هم کوک می-شوند. اجرای این دو سیم با هم به ترکمنی «دوزگون» نام دارد. ترکمنها عقیده دارند که صفحه دوتار باید از چوب توت ماده، کاسه آن از چوب توت نر و دسته آن از چوب زردآلو باشد . دوتارهای محکمتر را از تنه گردو میسازند . برای ساختن ساز، پیش از تراش،کاسه چوبی که بدین منظور تهیه کردهاند را چند روز در عمق یک و نیم متری زمین قرار می دهند تا چوب نم خاک را بیشتر به خود گرفته و هنگام تراش نرم باشد. شکل دوتار ترکمنی به دوتار درگز شباهت بسیار دارد وبیشتر به تنبوری میماند که سلسله اهل حق با آن سرو کار دارند.
عناوین قسمتهای ساز در گویش ترکمنی از این قرار است: کاسه: کادی (کدی) / صفحه: غاپاق (قاپاق) / گوشی: غوولان / دسته: ساپ / خرک: اشک (اشِهک (/ شیطانک: شیطان اشک یا یوقارقی بوونیووز / سیم: کریش / سیم بست: بوونیووز یا قوروقچو .
دوتار شرق خراسان: کاسه دوتار شرق خراسان، از سایر مناطق اندکی بزرگتر است . شکل آن نیمه گلابی و یک تکه و پشت آن به شکل گرده ماهی است ، یک خط یا نوار برجسته از خود کاسه، کاسه را به دو قسمت تقسیم می کند. در عمیقترین قسمت کاسه، سوراخی جهت تشدید طنین وجود دارد. دسته دوتار شرق خراسان نسبتاً بلند است و از کاسه به سمت شیطانک باریک می شود. سیمها از یک طرف به سیمگیر و از دیگر سو پس از عبور از خرک و شیطانک به دور گوشیها پیچیده می شوند. تنوع در تعداد پرده در دوتار این ناحیه بسیار است. نوازندگان اغلب هفت تا هشت پرده به ساز خود میبندند اما اخیراً با دوتارهای دوازده وسیزده پردهای نیز می نوازند. دوتار منطقه تربت جام، معمولاً یازده پرده دارد . کوکهای متداول دوتار در این منطقه معمولاً کوک چهارم و پنجم است. دوتارهای قدیمی از سازهای امروزی کوچکتر بودهاند. جنس چوب کاسه و صفحه و دسته با دوتار شمال خراسان یکی است.
دوتار مازندران: دوتار مازندران را معمولاً «دِتار» مینامند. دِتار دارای هشت پرده ثابت است، نمونههای محلی ساز، گاهی چهار تا پنج پرده بیش ندارد . این ساز دارای دو سیم است که در فاصله چهارم نسبت به هم کوک میشوند. سیمها فلزی هستند اما درگذشته مانند سایر مناطق از ابریشم خام تابیده شده ساخته می شدند. به صفحه ساز «لَت» می گویند. جنس کاسه از چوب شاه توت، لَت از توت قندی و دسته از چوب درخت گردو یا توت است . ساختمان ساز در کلیت به دوتار ترکمنی میماند.
دوتار کتولی: شکل ظاهری آن آمیزهای از دوتار شرق مازندران، دوتار ترکمنی و دوتار خراسانی است، اما شیوه های نوازندگی آن به دوتار ترکمنی نزدیکتر است . این ساز یازده یا دوازده پرده دارد و به جز اینکه عمق کاسه آن تا حدودی بیشتر از دوتار ترکمنی است در سایر موارد با آن مشابه است.
دوتار قدیم: از میان قدما، ابونصر فارابی درگفتار دوم از فن دوم کتاب الموسیقی الکبیر ، در تشریح ساز تنبور، آن را سازي ميداند كه در بيشتر نواحي با دو تار نواخته ميشده است، او از آن تنبور را به دو نوع تنبور بغدادي و تنبور خراساني تقسيم ميكند و حوزههاي نواختن تنبور خراساني را خراسان و اطراف و اکناف آن و مناطقی که در شرق و شمال آن واقع است ميداند. همچنين در تعریف طنبور خراسانی بیان میکند که این ساز نزد مردم سرزمینهای مختلف اندکی اختلاف دارد و این اختلاف به بلندی و کوتاهی و بزرگی و کوچکی ساز مربوط میشود . فارابي تنبور خراساني را براي تشريح نظرات علمي خود درمورد چگونگي فاصلههاي موسيقي برميگزیند . او بيان ميكند که در انواع این ساز، دو تار مساوی و با یک ضخامت استفاده می شود. و این دو تار در پایهاش که زبیبه (= سیمگیر) نام دارد بسته میشوند. آنگاه این دو تار به صورت موازی و درکنار هم از گیرهای که روی ساز وجود دارد میگذرند و به طرف دو جدا کننده میرسند که میان این دو فاصله میاندازد. در ادامه، این دو سیم از روی دسته به صورت موازی به طرف خرک میروند و در آنجا نیز در دو شکاف قرار میگیرند که فاصله دو تار در آنجا به اندازه فاصله آنها در خرک صفحه است. بعد از آن به دو گوشی میرسند که در دو مکان موازی در دو طرف ساز واقع شدهاند . به نظر میرسد تنبوری که فارابی تحت عنوان خراسانی معرفی کرده است به مرور پذیرای نام دوتار شده و پس از گذشت قرنها شخصیت منحصر به خود را یافته است تا آنجا که به لحاظ شکل ظاهری و پردهبندی نسبت به انواع دیگر تنبور مستقل شده است.
عبدالقادر مراغی در شرح الادوار ارموی ذیل فصلی در باب اسامی آلات الحان، آلات ذوات الاوتار(= دارای سیم) را نام میبرد که درآن میان تنبور شروانیان و تنبوره مغولی نیز دیده میشود. ذکر اوصاف تنبور شروانیان بیشباهت به دوتار نیست: «اما تنبور شروانیان و آن چنان باشد که کاسه آن به شکل نیم امرودی باشد و سطح آن بلند باشد و بدان دو وتر بندند و چنان گردانند که نغمه مطلق وتر اسفل آن مساوی نغمه طنینی وتر اعلی آن باشد. »
پیشینه:
در برخی نقوش روزگار پارتی به بعد، سازی دیده میشود با کاسهای گلابی شکل که بیشباهت به دوتار نیست . با توجه به سادگی ساختمان دوتار نسبت به تنبور امروزی و در نظر گرفتن نامگذاری فارابی و با توجه به اینکه خراسان جزو قلمرو پارتیان بوده است، ساز نشان داده شده در تصاویر پارتی و متون ساسانی را با اندکی تسامح تنبور اولیه (: دوتار) یا تنبور خراسانی میتوان نامید که محدوده جغرافیایی آن خراسان و نواحی اطراف آن بوده است و بعدها به صورت کاملتری در غرب ایران رواج پیدا میکند . در رسالات و مکتوبات ایران پیش از اسلام از سازی به نام تنبور نام برده شده است که به نظر برخی محققان (ژان دورینگ، ایرانیکا ذیل «دوتار») و با توجه به تحقیقات یکی از برجستهترین محققان تاریخ موسیقی مشرق زمین و سایر مدارک موجود، مشخصات آن با دوتار یکی است. اینان با توجه به دلایل زیر، تنبور خراسان را همین دوتار هراتی (: خراسانی) میدانند که شاید پس از پیدایش سه تار برای متمایز شدن از آن با نام دوتار خوانده شده است:
1. اینکه در حال حاضر سازی به نام تنبور با مشخصات پیش گفته در این مناطق دیده نمیشود و حتی در داستانهای قدیمی خطه خراسان نیز از آن یادی نشده است، 2. تنها در میان برخی صوفیان و به ویژه نزد اهلحق، سازی به نام تنبور رواج دارد که برش و ساختمان آن به دوتار ترکمنی بسیار نزدیک است و تعداد سیم و پردههای این ساز بیشتر از دوتار ترکمنی است.
اگر تنبور عهد باستان را همان دوتار درنظر بگیریم، کهنترین اشارات مکتوب به این واژه را در رسالههای پهلوی مانند رساله خسرو قبادیان و ریدک ، درخت آسوریک و بندهش میتوان یافت. گفتنی است که در دو متن آخر، به نواختن این ساز توسط مزدا پرستان پرهیزگار به هنگام خواندن اوستا تصریح شده است که میتواند تأکیدی بر جنبه مذهبی آن داشته باشد.
البته، اشاره بند سیزدهم متن پهلوی خسرو قبادیان و ریدک به این ساز در کنار رقص و آواز و تصریح بند شصت و دوم آن بر خنیاگر بودن نوازنده این ساز از کاربرد آن در میان خنیاگران و یا گوسانهای ایران پیش از اسلام خبر میدهد.

نظرات شما عزیزان: